|
|
|
|
|
خصوصیات بچه مثبت:
بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است ) بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .
بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است .
بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .
در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .
کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق .
کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي .
بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .
کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .
بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .
معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر مي کند دودره يعني اتاقي که دو تا در داشته باشد ! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 1:32 توسط سیاوش
|
|
||
|
|
|
|
طرز تهيه آدم باكلاساگر شما ذاتا انسان با کلاسي هستيد که هيچ! در غير اين صورت بايد از هر فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد. شايد باورتان نشود، ولي شما ميتوانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد. فقط کافيست جوابهاي زير را با اندکي قيافه موجّه بيان کنيد: |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 1:12 توسط سیاوش
|
|
||
|
|
|
|
|
راه های دوست دختر آزاری:
۱- هروقت به موبایل شما زنگ زد و مشغول تعریف کردن وقایع روزانه اش بود(که معمولا این کار را با افزایش شاخ و برگ و با آب و تاب دادن به آن انجام میدهد) صحبت هایش را قطع کرده و اعلام نمایید که پشت خطی دارید و لطف کند و 1 ساعت دیگر تماس بگیرد!
2-هر وقت خواستید وی را سوار ماشین کنید با استفاده از عطر زنانه مادر و یا خواهر محترمتان فضای ماشین را عطر آگین کنید و هنگامی که ازتان پرسید این بوی چیست شروع به تناقض گویی کنید تا تصور کند رقیب دارد!(مسلماً این عمل بسیار غیر انسانی است و تنها در صورتی این کار را انجام دهید که مطمئن شوید بعد ها ناحیه ای از وجود شما به نام وجدان شروع به خارش و درد نخواهد کرد)
3-دائماً اسم وی را اشتباهی صدا کنید (مثلاً اگر اسمش ثمینه است او را پریزاد صدا بزنید تا هر گونه امکان اشتباه اعم از لپی و ... به ذهنش خطور نکند و به شک بیفتد که رقیب دارد).اگر هم پرسید پریزاد کیست بگویید دوست دختر قبلی ام که تیریپی لاو گونه با او داشتم!
4-مدام به طرز لباس پوشیدن وی گیر دهید .مثال:
شما- این چه شلواریه؟چرا اینقدر کوتاهه؟مگه بابات پول نداره واست شلوار بخره؟
دوست دخترتان: کجای شلوار من کوتاهه ؟تا سر قوزک پام اومده!
شما- بد تر!این چه وضع لباش پوشیدنه؟چرا مثل قرون وسطی تیپ میزنی؟الان همه شلوار کوتاه میپوشند تو چرا مثل زنای 70 ساله لباس پوشیدی؟!؟!؟!(البته لازم به ذکر است که زنان 70 ساله در صورتی که در قید حیات باشند هرگز شلوار نمی پوشند و به دلیل کهولت سن و نزدیک بودن به زمان فسیل شدن فقط دامن می پوشند.دلیلش رو هر وقت 70 ساله شدید می فهمید!)
5-از یک هفته قبل از تولد تا یک هفته بعد از تولدش مفقود الاثر شوید و در دسترس نباشید و هنگامی هم که از شما درخواست هدیه نمود به وی بفرمایید:مگه من و تو واسه هدیه دوست شدیم؟مهم اینه که قلبامون پیش همدیگه باشه که هست!(لازم به ذکر است در سایر اعیاد سال از قبیل ولنتاین، سالگرد دوستی،روز صنعت و معدن و .... نیز همین عمل را انجام دهید)
6-هنگامی که با او قرار دارید یک پاکت مگنا(Magna) گازوییلی خریداری نموده و مانند اگزوز ماشین دائماً از خودتان دود متصاعد کنید در ضمن دود تهوع آور سیگارتان را نیز مرتباً به سمت وی حواله دهید
7-هر وقت با او بیرون میروید مانند انسانهای چشم چران مدام به لنگ و پاچه دختران مردم نگاه بیفکنید
8-هنگامی که دوستش را با خودش سر قرار آورد کانون توجهاتتان به سمت دوستش باشد و قبل از خداحافظی از دوستش بخواهید شماره اش را به شما بدهد!
9-و اگر می خواهید شورش را در آورید و حسابی سکه یه پولش کنید با یکی دیگر از دوست دختر هایتان(که مطمئناً همه پسر ها برای روز مبادا چنین چیز هایی دارند) به جایی بروید که مطمئنید وی و چند تا از دوستان صمیمی اش(که البته شما را هم میشناسند) آنجا حضور دارند!
نکته:دختر خانم ها معمولاً به دلیل وجود خصلتی به نام حسودی جلوی دوستان صمیمی خود پز دوست پسر هاشون را میدهند حال تصور کنید که یک دختری وقتی که پیش دوستان صمیمی اش میباشد - در حالیکه مشغول تعریف دادن از دوست پسرش- ناگهان دوست پسرش را مشاهده کند که دست در دست دختری دیگر از آن ناحیه رد میشوند!
راه های دوست پسر آزاری
-------------------------------------------------
-------------------------------------------------
-------------------------------------------------
-------------------------------------------------
-------------------------------------------------
-------------------------------------------------
7- همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن(کردن؟بی ادبیه ، گلاب به روتون ، روم به دیوار ، منظورم زدن بود)و از بو ادکلن چن صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.
-------------------------------------------------
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 11:44 توسط سیاوش
|
|
||
|
|
|
|
|
سرشماری نفوس و مسکن با موفقیت به پایان رسید . . - سلام . . . عرب . اصفهان . زاهدان . . . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 11:31 توسط سیاوش
|
|
||
|
|
|
|
|
فرض کنید در واگن مترو هستید و دو نفر سر اینکه زودتر روی صندلی بنشینند همدیگر را هول داده اند و هیچکدام صندلی گیرشان نیامده و بنا بر این به ضد و خورد مشغول می شوند. احتمالاً از آدمهای مختلف شاهد رفتارهای مختلف زیر خواهید بود: · مهندس : از رفتار عوام الناس شکایت می کند و در حالی که هیچ کس به او گوش نمی دهد سخنرانی مرتبط انجام می دهد و اواسط حرفش با تماشای کتک کاری حال می کند و یادش می رود که حرفش را ادامه دهد · بازنشسته : بازهم معتقد می شود که این ملت هیچوقت درست نمی شوند و چون قدش نمی رسد که تماشا کند از بقلی ها چهارصد بار می پرسد "چی شده؟" · دانشجو : شعار می دهد و یاد کتکهایی که بی دلیل برای این ملت بی فرهنگ خورده می کند و تا آخر راه با مسافر سمت راستی انقدر حرف سیاسی درپیت می زند که مغز مسافر دست چپی له می شود. · کاسب : واسطه می شود و سعی می کند دو طرف را از هم جدا کند و هرچه به او می گویند برو کنار نمی رود و هی شوخی می کند · یک عده جوان : واسطه نمی شوند و دائم هو می کنند و بلند می خندند و بلند حرف می زنند و پشت سر هم شوخیهای بی مزه می کنند · کارمند : بازهم به این نتیجه می رسد که علت گرانی است و در مورد گرانی و اینکه از کله سحرتا بوق شب چه می کند برای هزارمین بار توضیح می دهد · ورزشکار : هردو طرف را جوجه خطاب می کند و در مورد روش پیروزی در درگیریهای فیزیکی به صورتی که خانم پشت سری صدای او را بشنود توضیح می دهد. · آقای از فرنگ بر نگشته(!) : مثل همیشه حرفهای چرندی که می دانید را می زند و آرزوهایش را در قالب خاطرات سفرهای خارجی اش توضیح می دهد · دوختر خانم مودب : کماکان با زاویه 30 درجه بیرون را تماشا می کند و شش دانگ حواسش پیش دعواست · آقا پسر مودب : خیلی مودبانه می کوشد که به هیچ وجه به دعوا اهمیت ندهد حتی وقتی دامنه کتک کاری به صورت او کشیده می شود. · دوختر خانم بی ادب : از آقا پسر بی ادب بقل دستی که هیچ ربطی به او ندارد می پرسد: "اینها چشونه وحشیا؟" یا "چرا اینطور می کنند؟" یا "حالا دعوا سر چی هست؟" و تا آخر راه به این قبیل سئوالهای تشریحی ادامه می دهد و با نشان دادن دندانهایش لبخند می زند · آقا پسر بی ادب : به سئوالهای پرسیده یا نپرسیده دوختر خانم فوق جوابهای توصیفی می دهد و از او می خواهد برای توضیحات بیشتر با او تماس بگیرد · پیرزن : حرفهای فراوانی می زند که هیچکدام شنیده نمی شود اما بلا انقطاع ادامه می دهد · پسر بچه : تا لحظۀ آخر تلاش می کند که ببیند چه شده و شلوار بقل دستیهایش را صد بار خاکی می کند · مامورین مترو: آخر بالاخره می رسندو مقتدرانه می پرسند :"کی بود داشت دعوا می کرد؟" · شما : دیرتان شده و تاخیر در حرکت باعث شده که بیشتر دیرتان بشود، انقدر اینور و آنور شده اید که روده هایتان به هم گره خورده، کفشتان لگد شده و دکمه پیراهنتان افتاده، موهایتان خراب شده و حالتان از دیدن هرچه صحنه ضد فرهنگ هست به هم می خورد و هیچ کاری نمی توانید بکنید و تا آخر مسیر صد بار به صحبتهای بی ربط بقل دستی می گویید "بله، واقعاً" |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 0:9 توسط سیاوش
|
|
||
|
|
|
|
|
پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 2:22 توسط سیاوش
|
|
||
|
|
|
|
|
شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگ ر نه بهتر است كه ديليت اش كني دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن دانشجوي شكاك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟ دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد دانشجوي رشته صنايع : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش كن ، اينكار را مرتب تكرار كن |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 2:16 توسط سیاوش
|
|
||